چالشهای مشارکت استادان و دانشجویان در فرآیند ایجاد استارتاپها
نویسنده:
مرکز نوآوری
تاریخ انتشار:
06 خرداد 1404
دیدگاه ها:
دیدگاهها برای چالشهای مشارکت استادان و دانشجویان در فرآیند ایجاد استارتاپها بسته هستند
ایجاد استارتاپها به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه فناوری و نوآوری، نیازمند همکاری و تعامل موثر میان ذینفعان مختلف به ویژه استادان و دانشجویان دانشگاهی میباشد. مشارکت این دو گروه کلیدی میتواند نقش تعیینکنندهای در موفقیت فرآیند خلق و توسعه کسبوکارهای نوپا ایفا نماید. با این حال، مشارکت موثر و مستمر استادان و دانشجویان با چالشهای متعددی همراه است که شناخت و پرداختن به آنها، امری ضروری برای بهرهگیری بهینه از ظرفیتهای دانشگاهی محسوب میشود. در این یادداشت کاربردی برخی از این چالش ها را میخوانید. این یادداشت توسط منتور مرکز نوآوری دانشگاه شاهد پس از چندین تسهیلگری در بین بعضی از اساتید و دانشجویان برای طرح یک آسیب و شناخت آن نوشته شده است.
|
نویسنده: دکتر احمدرضا آذربایجانی مجری شتابدهنده در مرکز نوآوری دانشگاه شاهد بعضی مشاوران کارآفرینی و هدایتگران کسب و کار در مرکز نوآوری دانشگاه شاهد با این چالش روبرو بوده اند که در مورد تشکیل استارتاپ های متشکل از استاد و دانشجو چه عکس العملی داشته باشند آیا مثل خیلی از مراکز نوآوری فعال درکشور در همان دم به تشکیل این استار تاپ ها نه بگویند؟ آیا بر اساس بعضی از پروتکل های تاسیس استارتاپ، نقش شتابدهنده ها در سیاستگذاری و مدیریت این استارتاپ ها در رشد کم چالش ترآنها مفید و موثر خواهد بود؟ آیا استارتاپ ها توسط اساتید راه اندازی و لزوما دانشجویان سهیم باشند؟(سهیم از سود با شریک در سود و زیان متفاوت است) آیا استارتاپ ها توسط اساتید و با سهم حداکثری اساتید راه اندازی شوند و دانشجویان در آن شرکت ها کار کنند و ایده بدهند و اگر توانایی آنها احراز شد سهم الشراکه بگیرند؟ آیا سهم استادان محدودتر باشد یا …
ایجاد استارتاپها به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه فناوری و نوآوری، نیازمند همکاری و تعامل موثر میان ذینفعان مختلف به ویژه استادان و دانشجویان دانشگاهی میباشد. مشارکت این دو گروه کلیدی میتواند نقش تعیینکنندهای در موفقیت فرآیند خلق و توسعه کسبوکارهای نوپا ایفا نماید. با این حال، مشارکت موثر و مستمر استادان و دانشجویان با چالشهای متعددی همراه است که شناخت و پرداختن به آنها، امری ضروری برای بهرهگیری بهینه از ظرفیتهای دانشگاهی محسوب میشود. در زیر برخی از این چالش ها را میخوانید: ۱. تفاوت در اهداف و انگیزههای طرفین. استادان عمدتاً بر توسعه دانش، پژوهشهای علمی و ارتقای جایگاه دانشگاهی متمرکز هستند، در حالی که دانشجویان بیشتر به دنبال کسب تجربههای عملی و توسعه مهارتهای کارآفرینی میباشند. این تفاوت در اولویتها و چشماندازها میتواند موجب بروز ناسازگاری در تعریف اهداف مشترک استارتاپ شود.
۲. محدودیتهای زمانی و تعهدات شغلی. استادان با حجم بالای مسئولیتهای آموزشی، پژوهشی و اداری مواجه بوده و دانشجویان نیز باید بین تحصیل، پروژههای درسی و سایر فعالیتهای شخصی تعادل برقرار نمایند. این محدودیتهای زمانی به عنوان یکی از موانع جدی در تعامل مستمر و همکاری موثر مطرح میباشد.
۳.کمبود مهارتهای کاربردی در حوزه کسبوکار. اگرچه استادان دارای دانش تخصصی و دانشجویان از انگیزه و انرژی کافی برخوردارند، اما فقدان تجربه عملی و مهارتهای مرتبط با مدیریت کسبوکار، بازاریابی و جذب سرمایه، از جمله چالشهای مهم محسوب میشود که نیازمند ارائه آموزشهای تکمیلی و بهرهگیری از مشاوران حرفهای است.
۴. تفاوتهای فرهنگی و نگرشی. نگرش سنتی دانشگاهی که اغلب بر تحقیقات بنیادی و اصولی تأکید دارد، ممکن است با فضای پویا و ریسکپذیر استارتاپها مغایرت داشته باشد. ایجاد تغییر در این نگرشها و ترویج فرهنگ نوآوری و کارآفرینی، نیازمند برنامهریزی و حمایتهای نظاممند میباشد.
۵. ضعف زیرساختها و سازوکارهای حمایتی. عدم وجود زیرساختهای مناسب نظیر فضای کار اشتراکی، منابع مالی حمایتی، مشاوره تخصصی و شبکههای ارتباطی، روند مشارکت استادان و دانشجویان در فعالیتهای استارتاپی را با دشواریهای فراوانی مواجه میسازد و میتواند منجر به کاهش انگیزه و مشارکت آنان شود. یکی از مهم ترین حمایت ها وجود و حضور تسهیلگران خبره در طی فرایند تشکیل استارتاپ است که به دلیل گرانی خدمات این گروه از منتورهای حاضر در میدان این حمایت کمتر صورت می گیرد.
۶. فقدان گفت وگو برای ایجاد یک مشارکت واقعی گفت وگو فرایندی جدا از گفتمان، مصاحبه، مذاکره، گپ زدن و … است. گفت و گو فرایند با هم اندیشیدن و پژوهیدن برای حل مساله است. اهل گفت وگو به صورت انجمنی می اندیشند به زبان ساده آن ها تیمی فکر می کنند یعنی به همدیگر خوب گوش می دهند و در صورت لزوم خود تصحیحی دارند در حالیکه ممکن است در بین استادان و دانشجویان گفت و گو به معنایی که گفته شد برقرار نشود و این موضوع مهمترین چالش مشارکت بین استادان و دانشجویان و اصولا هر مشارکتی است. ۷. جریان تلاقی تخصص و تفنن. بعضی از دانشجویان به دلیل «متفنن» بودن محل انگیزه مشارکت اساتید «متخصص» بوده اند. فرض کنید یک استاد مدرس برنامه نویسی است ولی با دانشجویی روبرو شده که از نوجوانی مشق کرده و چندین برنامه نوشته و به فرایند برنامه نویسی به صورت تجربی تسلط دارد و حتی چندین پروژه را پیش از ورود به دانشگاه راه اندازی کرده، شراکت این استاد و دانشجو یعنی ایجاد استارتاپی که تخصص و تفنن کنار هم جمع شده ولی اکثرا بین آنان، به دلیل ارزش گزاری غیر دقیق یا عدم انعطاف لازم برای ارزیابی، شراکتی رخ نمی دهد. ۸. عدم توافق بر سر قدر السهم در شراکت، موضوعی به نام قدر السهم وجود دارد که بعضا محل اختلاف استاد و دانشجو بوده است. بعضی از اساتید معتقدند که به واسطه هیات علمی بودن قدر السهم آنان به صورت معنادار باید بیشتر باشد یا حتی وجه آن را بعدتر و از سود شرکت تامین کنند. یا از بابت حقوق مترتب در عضویت هیات مدیره در همان گام اول تاسیس بهره مند شوند یا دانشجوی شاغل حقوقی دریافت نکند و در مقابل یادگرفتنِ کار، لزوما در شرکت توانایی و وقت خود را به میدان بیاورد. در خاتمه، برای بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای علمی و انسانی دانشگاهها در راستای توسعه زیستبوم کارآفرینی، ضروری است که نهادهای متولی با طراحی سازوکارهای حمایتی جامع، فراهم نمودن زیرساختهای لازم و ارتقای مهارتهای کارآفرینی، زمینهساز همکاری مؤثر و پایدار میان استادان و دانشجویان باشند. این لازمه ی اساسی دو وجه مهم دارد: ۱.لازم است تا هم اساتید و هم دانشجویان با سواد گفت وگو با جدیت آشنا شوند. ۲. لااقل به مدت یک سال نشست ها و جلسات شرکا به ویژه در بین استادان و دانشجویان با کمک تسهیلگران خبره آگاه به قوانین و مسایل کارآفرینی و سواد گفت وگو برگزار گردد. ۳. غیر از آنکه روند جلسات مکتوب است لازم است تا گفت وگوهای مرتبط در جلسات غیررسمی نیز اکثرا یا به صورت مکتوب در فرایندهایی مثل رد و بدل ایمیل باشد و یا هر بار پس از گفت وگوها نتیجه گیری حاصله را به صورت مکتوب برای یکدیگر ارسال کنند. یکی از مواردی که در مشاوره های تشکیل استارتاپ یا گام ها ی ایجاد مشارکت باید مورد مطالعه قرار گیرد همسویی کاندیداهای شراکت است. به همین منظور در مرکز نوآوری دانشگاه شاهد پرسشنامه بررسی همسویی کاندیداهای شراکت طراحی گردیده که به زودی با تلاش یکی از دانشجویان برنامه نویسی تبدیل به فرم هوشمندی خواهد شد. تعدادی از سوالات فرم عبارتند از: ….[[[آیا توان مدیریتی هم دارید؟(منظور از توان مدیریتی در اینجا یعنی آیا شما می توانید از نیروی دیگران برای کسب درآمد استفاده کنید به نحوی که هزینه فعالیت دیگران [به عنوان مستخدم شما] و توان مدیریت شما جبران شود) اگر سابقه مدیریت (غیر دولتی)به شکل بالا دارید آنرا ذکر کنید. اگر مدیریت دولتی دارید ولی توان اخذ درآمد از مردم را بدون وجود انحصار و اجبار مردم داشته اید ذکر کنید (اجبار مانند مدیر طرح ترافیک، و بدون اجبار مثل فروش کتاب های غیر درسی و بدون انحصار به مردم عادی) اگر دوره یا دوره هایی در خصوص مدیریت گذارنده اید آنرا بنویسید: ۱. هدف شما از این مشارکت چیست؟ ۲. آیا بدون این مشارکت می شود به این هدف رسید؟ به راحتی با کمی سختی با دشواری امکان پذیر نیست ۳. آیا میشود شرکا دیگری انتخاب کرد؟ ضرورت دارد؟چرا؟]]]]…. |